تبليغاتX
نفرت - نامه ای به:آشنای دیروز و غریب امروز...
 

سلام

خوبی؟

از دوریت و از نبودنت و از نداشتنت خیلی غصه دارم

اما خوشحالم. میدونی چرا؟

چون:

می دونی چقدر دلم برات تنگ شده نیازی به گفتن نیست.

دیگه گناه نمی کنیم.

حتما روابط عاطفیت با اون بهتر شده.

فکر کنم دیگه زیاد اضافه کاری نداشته باشی و خسته نشی.(البته این از لحاظ مادی بده!)

داشتیم از هم ۲ تا موجود افسانه ای میساختیم اما الان یه خرده احساسمون رقیق تر شده.

خیلی دوست دارم اسمتو بگم اما...

ولش کن. آشنای دیروز من! تو هنوزم آشنایی. توی لحظه هایی که خیلی تحملش برام سخت بود تو پیشم بودی

مگه میتونی برام غریبه بشی؟؟؟

من همیشه به یادتم با قاصدکم به یاد تو میفتم تو هم اگه دیدی بدون من برات فرستادم. آخه من کیو دارم به جز تو که براش قاصدک بفرستم...

میدونم که دوسم داری و میدونی که دوستت دارم

میدونم که منو کمتر از اون دوس داری و تو هم میدونی که اون تو رو بیشتر از من دوس داره

خوشحالم که وبلاگمو میخونی درست عین قدیما.عین ۱ سال پیش...

دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم.مثل دیوونه ها شدم!

اما دوری بهتره.آخه تو یه آدم مجازی هستی برا من و منم یه آدم مجازی برا تو.

تو ازدواج کردی.اگه فقط خودت بودی طوری نبود. مسئله اونان. تو باید فقط و فقط به اونا فکر کنی. میدونم که میدونی به خاطر زندگیت از زندگیت اومدم بیرون.

کسی چه میدونه؟ شاید تو اون دنیا همو دیدیم. اونوقت تو حوریا رو ول میکنی میای پیشما!

خوب دیگه نمیدونم این نامه ی سرگشاده رو چطوری تموم کنم؟

خیلی بدون تمامه!

کسی که همیشه براش آشنایی:...

تمام!           

این عکسا همه تقدیم تو:

 

 

      

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 9:20  توسط خیلی تنها | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
از زندگی متنفرم. نمی دونم چرا بعضی آدما 2 دستی چسبیدن بهش!!! تو چه جوری هستی؟!

نوشته های پیشین
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
پیوندها
رخنه در نور
راز سکوت دل
یوسف
زیبای خفته
یک روحانی و همسریابی اینترنتی!
تنها صداست که میماند
شعر
همه چی!
دل برا عشقه!
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM