تبليغاتX
نفرت - یعنی چرا؟!
 

یه مدته هر چی از خدا می خوام بهم میده. باورم نمیشه!!! حتی چیزایی که با دلیل و منطق جور نیست!

اما نمی دونم چرا یه چیزی که خیلی وقته میخوامو بهم نمیده؟! برام عجیبه. به خودم میگم شاید مصلحت نیست.

اما خدا جون خودت میدونی بهتر از منم میدونی. اگه می شه آرزومو برآورده کن. عین همه ی آرزوهای دیگم که فکر میکردم دست نیافتنیه. خدای من ممنونم ازت .درسته بعضی وقتا غم میدی اما بعدش حس میکنم خیلی بزرگتر شدم. حس میکنم از همسن و سالام یه سر و گردن بالاترم. به خاطر همه ی تجربه های قشنگ ممنووووووووووون

خدایا بازم مثل همیشه نگام فقط و فقط به دستای توست. خودت میدونی چقدر دوستت دارم رحمتتو ازم دریغ نکن.

خدایا به چشام نگاه کن! رحمتت میزاره بندت که فقط امیدش به رحمتته دست خالی برگرده. خدا جونم بازم کمکم کن مثل همیشه

از طرف یکی از بنده هات که خیلی دوستت داره....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:50  توسط خیلی تنها | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
از زندگی متنفرم. نمی دونم چرا بعضی آدما 2 دستی چسبیدن بهش!!! تو چه جوری هستی؟!

نوشته های پیشین
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
پیوندها
رخنه در نور
راز سکوت دل
یوسف
زیبای خفته
یک روحانی و همسریابی اینترنتی!
تنها صداست که میماند
شعر
همه چی!
دل برا عشقه!
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM